۳۰ آبان ۱۳۹۶، ۲۰:۱۸

استاد دانشگاه شریف؛

آینده ایران را کسانی خواهند ساخت که علم پایدار داشته باشند

آینده ایران را کسانی خواهند ساخت که علم پایدار داشته باشند

استاد دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف گفت: آینده ایران را کسانی خواهند ساخت که علم پایدار داشته باشند. ما اکنون احیای دوران طلایی اسلام را در سر می پرورانیم.

به گزارش خبرنگار مهر، رضا منصوری استاد دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف در مراسم بزرگداشت مریم میرزاخانی خاطر نشان کرد: از دانشگاه شریف و از خانواده میرزاخانی تشکر می کنم این امکان را فراهم آوردند که من در این جمع تجربه تقریبا ۵۰ ساله خودم را در آموزش عالی متناسب با این مراسم بیان کنم.

وی کشور بی تاریخ را بی ریشه دانست و ادامه داد: کشوری که تاریخ خود را نداند و ریشه خود را نشناسد، آینده خود را نمی تواند بسازد؛ دیگران، آن را برایش می سازند! ایران در آستانه امتحانی بزرگ در تاریخ است. آیا ما قادر خواهیم بود آینده خود را بسازیم؟

استاد دانشگاه شریف با اشاره به اینکه ایران ۳ هزار سال تاریخ دارد، افزود: ما نه تنها اولین امپراطوری جهان را تاسیس کردیم بلکه چندین امپراطوری را پشت سرگذاشته ایم، چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام.

وی گفت: کمتر دورانی را می بینیم که عظمت ایران همراه با حضور نخبگان علمی باشد؛ اکنون اما، در جهان پیچیده مدرن، قدرت پایدار بدون علم پایدار تصور پذیر نیست؛ و علم پایدار بدون جذب نخبگان در فرایندهای اجتماعی ناممکن! آیا ما به دنبال علم پایدار هستیم؟

منصوری گفت: از حدود سال ۳۵۰ هجری آل بویه شیعه بر ایران حکومت کردند و یک دوران آزاد اندیشی به راه انداختند و همزمان دربارهای کوچکتر هم به رقابت در حمایت از علم و فلسفه پرداختند. نتیجه این آزاد اندشی نام های زیادی است که در تاریخ علم و تفکر جهان می درخشند: فارابی، خوارزمی، ابن سینا، بیرونی و ...

این استاد دانشگاه عنوان کرد: این دوران طلایی اسلام را فرزانگان جهان، دوره روشنگری اسلامی نام نهاده اند که حکومت شیعی ایران در آن تعیین کننده بوده است. آل بویه امپراطوری تاسیس نکردند اما نمونه ای بی بدیل در تاریخ ایران به جای گذاشتند؛ اینکه ایرانیان، علاوه بر نخبگی در کشورداری، نخبگی در خلاقیت و علم نیز از خود نشان دادند.

وی تصریح کرد: حدود سیصد سال پس از آن دوران حکومت شیعی صفوی را داریم که دوباره عظمت جغرافیایی ایران را کمابیش احیا کرد اما در زمینه علم و خردگرایی سخت گیرانه تر از دوران سلجوقی عمل کرد.

منصوری افزود: بی جهت نیست بزرگان دربار صفوی هنگامی که گردشگران غربی ۵۰ سال پس از گالیله اولین دوربین نجومی را به ایران آوردند نه به آن توجه کردند و نه آن را درک کردند، و ایران از قافله علم و خرد نوین به صورت کامل دور ماند.

وی اظهار داشت: انحطاط علمی ما مدت ها بود که در سایه جزم اندیشی سلجوقیانی شروع شده بود و رهایی از آن در چشم انداز نبود. در هیچ یک از سه دوران حکومت دینی ساسانیان، سلجوقیان و صفوی ایران نتوانست همانند دوران آزاد اندیشی آل بویه سهمی در تاریخ علم جهان به یادگار بگذارد.

این استاد دانشگاه ادامه داد: این مسئله باید برای ما عبرتی باشد. هنگامی که از سهم خودمان در علم دنیا صحبت می کنیم باید نگران دورانی پایدار در علم و خردگرایی باشیم. دنیای جدید از این جهت بسیار هم پیچیده تر شده است.

منصوری تصریح کرد: آینده ایران را کسانی خواهند ساخت که علم پایدار داشته باشند.

استاد دانشگاه شریف خاطرنشان کرد: ما اکنون در جمهوری اسلامی، احیای دوران طلایی اسلام را در سر می پرورانیم.

وی بیان داشت: کدام دوران؟ سلجوقیان، صفویه، یا آل بویه؟ بیگانگان سپاه ما را جیش الصفوی می نامند. برخی خودمانی ها، بی تامل، از صدر اسلام یا دوران پسا آل بویه به عنوان الگو صحبت می کنند؛ از الگوی آل بویه اما که دوران طلایی اسلام را پدید آورد خبری نیست.

منصوری گفت: ما در دانشگاه هایمان از کرسی های آزاد اندیشی صحبت می کنیم اما متوجه نیستیم که به قول تهرانی ها کار آزاداندیشی را «سنگ» کرده ایم؛ یعنی کاری کرده ایم که دیگر آزاد اندیشی از جامعه رخت بربندد!

این استاد دانشگاه افزود: ۴۰ سال برابر یک سوم دوران حکومت آل بویه است. حرکت در ایجاد نهادهای علمی مدرن در ایران در این سال ها در هر مقیاسی بی نظیر بوده است اما سازوکارهای مبنایی آن ها با آزاد اندیشی منافات دارد.

استاد دانشگاه شریف ادامه داد: ما معنی آزاد اندیشی را از دست داده ایم. ما نخبگی علمی را در قید اخلاق می فهمیم. ما مریم میرزاخانی را در قید هنجارهای ظاهری می بینیم. او اگر در ایران مانده بود بدون شک در استخدام دانشگاهی مشکل پیدا می کرد؛ نه می توانستیم از او ریاضی دانی جهانی تربیت بکنیم و نه او را استخدام می کردیم.

منصوری افزود: ما مجبور شدیم بزرگداشت او را برگزار کنیم چون دیگران بزرگیِ او را شناختند و او از حدی گذشت که بزرگی او را نمی شد کتمان کرد؛ ما اسباب متعبد بودن و شدن را فراهم کرده ایم اما برای تهیه اسباب رشد خلاقیت در کشور کمترین گام را برداشته ایم؛ دیگران راه شکوفایی جوانان ما و همین اسباب بزرگی را فراهم می کنند.

وی گفت: اسبابِ بزرگی مریم میرزاخانی را هم دیگران فراهم کردند و او بزرگ شد. ما او و مشابه او را بزرگ نمی خواهیم. همان گونه که سلجوقیان هر نوع تفکر را تنها تحت قیود چهار مذهب اهل سنت تحمل می کردند، و همان گونه که صفویه ملاصدرا را بزرگ نمی پنداشتند و نمی خواستند.

منصوری افزود: نهادهای ما محل خردگرایی نیست. اگر شیخ الاسلام های صفوی ملاصدرا و اردستانی را که گام در آزاد اندیشی نهاده بودند تحمل نکردند و تبعید کردند ما هم همه ساله مریم های زیادی را تحمل نمی کنیم و تبعید می کنیم.

استاد دانشگاه شریف تاکید کرد: مریم میرزاخانی در زندگی خود نشان داد شکوفایی ما ایرانیان ممکن است. میرزاخانی در زندگی خود نشان داد زن ایرانی می تواند قبل از هر چیز انسان باشد.

وی گفت: بخشی از جامعه فرهگی ما متاسفانه زن را اول زن می بیند بعد انسان؛ در نتیجه زنان ما هم مرد را اول مرد می بینند و بعد انسان.

منصوری افزود: توجه به خرد و خلاقیت به ما خواهد آموخت که مرد و زن ما اول انسان باشند  نه مرد و نه زن، ویژگی های جنسیتی که در حیوانات هم هست.

استاد دانشگاه شریف ادامه داد: مگر از قرآن نیاموخته ایم که کلمه، یعنی فکر، است که انسان را از ملائک متمایز می کند. نخواهیم که انسان در حد ملائک سقوط کند. بکوشیم انسان ایرانی انسان باشد، چه زن چه مرد، فکر بکند مستقل از جنسیت.

وی افزود: دوران فردیت و برنامه ریزی اجتماعی برای تربیت انسان کامل به سر آمده است؛ آن هم انسان کاملی که به ملائک فرو کاهیده شده. این اشتباه تاریخی را درک بکنیم. ما با برنامه ریزی های خودمان در جمهوری اسلامی باید متوجه شده باشیم که «نتایج نامنظور» از اصرار بر تربیت انسان کامل چقدر فاجعه بار بوده است.  

استاد دانشگاه شریف عنوان کرد: ایران در دوران گذار به نوعی مدرنیت است که خودش خواهد ساخت. شواهد حکایت از این دارد که ما مصمم هستیم آینده را خودمان بسازیم و قرار نداریم ساختن آینده مان را به دست دیگران بسپاریم. اما در این تلاش هنوز از سایه دوران خردگریزی خود خارج نشده ایم؛ دوران طلایی اسلام را نه در خردگرایی آل بویه که در خرد گریزی پسا آل بویه ای می پنداریم؛ و هنوز موفق به درک جهان مدرن و سازوکارهای آن نشده ایم؛ و در تاریخ زندگی می کنیم.

منصوری گفت: این جواب نمی دهد! صداقت و جدیت و از جان گذشتگی البته که مفاهیمی بسیار با ارزش اند اما آنها را نباید در بافتار مفاهیم اجتماعی هشتصد سال پیش گنجاند! این نوع برداشت از ارزش ها تا حدی جواب می دهد.

وی افزود: ما امروزه اقتدار ایران را در منطقه و امنیت خودمان را مدیون همین ارزش ها هستیم؛ بی شک! اما این ارزش ها به تنهایی نمی تواند ادامه راه ما را در همین جهت تضمین بکند و امنیت و عزت و رفاه به ارمغان بیاورد.

استاد دانشگاه شریف با اشاره به اینکه ما باید زبان و مفاهیم دنیای مدرن را درک کنیم، تصریح کرد: این درک نیازمند آزاد اندیشی و زیرساخت های آن است که از آن غافلیم.

وی ادامه داد: ایران ما در شرایط چندگنی و نه فقط ناهمگنی فرهنگی است. رفع این چندگنی فرهنگی زمانبر است. زمان هم در دنیای پر تلاطم و پر تحرک کنونی بسیار پر اهمیت است؛ نه مانند صدر اسلام که غرب و شرق در خواب و در قعر تاریخ بودند و ما در تحرک نسبی. تحرک امروز دنیا بی بدیل است. باید هرچه زودتر این را دریابیم قبل از این که آیندۀ ما را دیگران ترسیم بکنند.

منصوری گفت: درشرایط کنونی، دولت های ما به دلیل این چندگنی در ساختار فرهنگی و انعکاس آن در مراکز قدرت توان توجه به نیازهای اساسی برای ماندگاری ایران را ندارند.

استاد دانشگاه شریف تصریح کرد: بخش دفاعی ما خوشبختانه از این جدال تا حدی بیرون است و در حفظ امنیت کشور تاکنون موفق بوده است. این بخش کشور به طور قطع تحت فشار زیاد است و فقط نخبگان سیاسی و اقتصادی و علمی می توانند به یاری آن ها بشتابند. این فشار دیگر از نوع فشار در جنگ تحمیلی نیست. بسیار سهمگین تر است.

وی افزود: نباید اجازه داد این بخش موفق در تاریخ ۴۰ ساله ما به دلیل چالش های چندگنی فرهنگ و مراکز قدرت، از درون بپاشد.

منصوری اضافه کرد: رفع این فشارها هیچ چاره ای جز خردگرایی و آزاد اندیشی مدرن ندارد و این همان غفلت تاریخی ما است که متاسفانه به آن دامن زده می شود. رفع این چندگنی احتیاح به زمان دارد.

استاد دانشگاه شریف در ادامه صحبت های خود گفت: تنها نهادی که در حد توان از این آزاد اندیشی دفاع می کند و آن را با پوست و استخوان درک می کند نهاد دفاعی ما است و بخش خصوصی.

وی افزود: باید متوجه شرایط تاریخی باشیم و این را درک کنیم. نداشتن بیش از سه ماه وزیر علوم در همین ماه های اخیر بیانگر همین چالش اجتناب ناپذیر اجتماعی است.

استاد دانشگاه شریف افزود: مورد استاد مریم میرزاخانی می رود که نقطه عطفی در تاریخ ایران بشود. او با بزرگی خود توانست نشان بدهد نظام علمی ما معیوب است، نه فقط عقب از تاریخ که طبیعی است.

وی گفت: زن بودن او به ما نشان داد که در تعریف انسان، و نیازهای او به شکوفایی و خلاقیت، اشتباه می کنیم.

منصوری با بیان اینکه از جامعه کامل انتظار می رود محیط را برای انسان ها آرامش بخش کند، عنوان کرد: آرامش را نمی توان به بیانیه ها و بخشنامه ها فروکاهید؛ آرامش که اولین نیاز انسان است باید حس بشود. آن ها قبل از این که جوان باشند، انسان هستند. بله کامل نیستند و ادعای کامل بودن ندارند و نمی خواهند کامل باشند قبل از این که آرام باشند. آن ها ناآرامند. بخش علمی کشور هم در این ناآرام بودن جوانان بی تقصیر نیست.

وی گفت: البته ما در بخش علمی نمی توانیم پاسخگوی همه جوانب اجتماعی نیاز به فضایی آرام برای جوانان باشیم و در این جو چندگنی فرهنگی و چالش های قدرت از بخش های اقتصادی و فرهنگی دولتی انتظاری بیش از این داشته باشیم.

استاد دانشگاه شریف گفت: معتقدم  دو بخش کشور می توانند همراه با دانشگاهیان بکوشند و محیط آرام تری برای جوانان جویای خلاقیت و آرامش پدید آورند. هم بخش دفاعی و بخش خصوصی.

وی گفت: بخش دفاعی نیازهای واقعی دارد که نمی تواند در شعار و کلمه خلاصه بشود. بخش دفاعی را هم نمی توان با موعظه های اخلاقی راضی نگهداشت. بخش دفاعی نتیجه می خواهد.

منصوری اظهار داشت: دانشگاهیان ما متاسفانه گاهی تحت تاثیر توهمات روشنفکری از رفع نیازهای دفاعی سر باز می زنند.

وی افزود: بخش خصوصی تاکنون درک بسیار ابتدایی از حمایت از علم داشته است که کمابیش در ساختمان سازی خلاصه شده است. کشور ما اکنون به هوشیاری این هر دو بخش نیازمند است.

استاد دانشگاه شریف تاکید کرد: من بسیار امیدوارم که این هر دو بخش به نقش تاریخی خود واقف شوند و ایران را در این گردنه تاریخی مهم نجات بدهند.

وی افزود: دانشگاهیان هم باید متوجه نقش تاریخی خود باشند. دانشگاه هم اکنون باید نقش مرجع بودن خود را در این پیچیدگی های اجتماعی به عهده بگیرد و از توهم به درآید. دانشگاه و جوانان دانشگاهی احتیاج به محیط آرام، خردگرا، و صلح اندیش دارند.

منصوری گفت: ما باید بیش از هر چیز این روزها به طبل صلح بکوبیم و بکوشیم شرایط را هر چه بیشتر برای شکوفایی خلاقیت جوانانمان فراهم بکنیم.

وی اظهارداشت: مریم میرزاخانی بزرگ تر از آن است که او را با لفظ بیگانه پروفسور خطاب کنیم. میرزاخانی با مرگ خود به ما آموزه ای اسلامی را یادآور شد که لازم است ما ایرانیان در جمهوری اسلامی بیش از هر چیز به نیازهای انسانی خود برای شکوفایی و آرامش و صلح بپردازیم.

استاد دانشگاه شریف گفت: انسانیت انسان بیش از هر چیز در تفکر اوست و نه در ظواهر او! این امکان تفکر و بروز خلاقیت است که نخبگی می آفریند. جامعه ای هم که آرامش برای جوانانش پدید بیاورد  به علم پایدار و توسعه پایدار می تواند امیدوار باشد.

کد مطلب 4151113

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha